تبلیغات
خلوتگاهی برای ما - اینم خاطرهای کوتاه از سال 90.91 امیدوارم سرتونو درد نیاره

اینم خاطرهای کوتاه از سال 90.91 امیدوارم سرتونو درد نیاره

یکشنبه 21 آبان 1391 03:35 ب.ظ

نویسنده : نازنین M GH

سلام دوس جونیام خوبین عزیزهم؟خوب من می خوام ی کم از دری و مدرسه از پارسال تا امسالم و براتون بگم خوب من الان نازی 14 ساله ام 2 راهنمایی سال اول خیلی بچه تر بودم اقا اول سال که رفتیم خیلی زد حال بود هیچ کدوم از دوستامنبودن کلی بچه پر رو و تقص بودن اولش افسرده بودم بعد چند روز معاون جامو عوض کرد برد اخرپیش ی سری از این تغصایی که ادم و بیچاره میکنناینا چون من اومده بودم جای رفیقشون خیلی من و اذیت میکردند البته بچه بودن وللش یواش یواش اخر سال شد من بای دختر با حال به اسم نارسیس به قول خودمون ناری رفیق شدم ی کم گذشت بزرگ تر شدم داشتم ی سری چیزارو میفهمیئم من خیلی اروم و گوشه گیر بودم اما امسال شدم بچه شر و تقص مدرسه شیطونم که هسم وقتی تابستون شد دیگه پدر مامانم و در اووردم ظهر این پارک شب اون پارک قرتی شده بودم  دو باره مدارس با شد ومد مدرسه دیدم با ناری تو ی کلاسیم(ای حال کردم ) امسال اولای سال ی خورده چت مت میکرئم خر بودم خوب اخه مگه اینا نون و اب میشه واسه ادم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ دوسای گلم برای تمام نظرا و ایملای قشنگتون ممنون مثل همیشه عاشقتونمممممممممممممممممممممممممممممم




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -